تبليغاتX
لکنت

 

 

تو از منی و من از تو چرا که درد یکیست

که آنچه با من و تو روزگار کرد یکیست

 

عجیب نیست که من با تو نیز تنهایم

که در مقابل آیینه زوج و فرد یکیست

 

چه فرق می کند اکنون،بهار یا پاییز

برای ما که کویریم سبز و زرد یکیست

 

من و تو دشمن تقدیر یک دگر هستیم

ولی چه سود، که تسلیم با نبرد یکیست

 

دلم به دور تو سیاره ای است سرگردان

که شیوه من و این چرخ هرزه گرد یکیست

 

خدا یکی تو یکی پس از آستان غمت

نمی روم که بدانندحرف مرد یکیست

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت   توسط فاطمه |